!!! عاشیقیزم
عاشق و دوستار همه و همه ام
معلم یک روز به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آن ها بازی کند . او به آن ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه ی پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم هایی که از آن ها بدشان می آید سیب بریزند و با خود به مدرسه بیاورند .
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند در حالیکه در کیسه هایشان 2 یا 3 و بعضی ها به تعداد بیشتر سیب بود .
معلم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا می روند کیسه های پلاستیکی را با خود ببرند . روز ها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی نا خوش سیب های گندیده ٬ بعلاوه آن هایی که سیب بیشتری در کیسه ی خود داشتند از حمل بار نسبتا سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته ٬ بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند .
معلم پرسید : از این که سیب ها را با خود یک هفته حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟ بچه ها از این که مجبور بودند سیب های بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند ...
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه ی آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا شما بوی سیب ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟؟؟
نظرات شما عزیزان:
.gif)
راستی تولدتونم مبارک،14 هم تولد من بود
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
» گل صداقت
» دنیا
» دیدار
» عشق
» عیب کار
» محرم اسرار بودن قابلیت می خواهد ...
» آسمان آبی
» یلدا
» چه حاصل
» بیچاره عاشیق
» جاده های عشق
» غروب
» و خدا زن را آفرید ...
» بیایید جواب تصدیق دعاهایمان را بفرستیم !!!
» ایام سوگ و ماتم سیدالشهدا تسلیت باد
» صوفی و خرش
» چه چیزی با ارزش تر است ؟
» بنام الله ...
» اول محرم هزار و چهار صد و سی و سه
Design By : Pichak |